حیران‌ و سرگردان از نوشتن طرح داستان

سلام بر انجمن همیاران جوان
اول : تشکر می کنم از مسئولین انجمن که در دنیای پرهیاهو و تجارت مآب کنونی ، در مسیر خدمت به اهالی فکر و فرهنگ تلاش می کنند.
دوم: در مقابل همت و کوشش استاد “باقری” – سر تعظیم فرود می آورم که با عشق و علاقه در برگزاری هر چه بهتر این کارگاه از وقت و اندیشه خویش مایه می گذارند.
واقعیت این که ؛ بعد از کارگاه ، کمی تا مقدار زیادی حیران و سرگردان بودم که چرا هضم ” نوشتن طرح “-موضوع امروز -با آن همه علاقه به مردمی ترین نوع ادبی(داستان) برایم کمی دشوار بود.
بعد از خداحافظی با دکتر “فولادی” منابع تئوری دست اول در زمینه ی داستان را بار دیگر تورق کردم تا از راز طرح داستان ، تفاوت آن با داستان ، ایده و موضوع سر در بیاورم.
از کتاب ” عناصر داستان” میر صادقی شروع کردم.ظاهراً آن توضیحات زیبایی که استاد “باقری” فرمودند با این مطالب تکمیل تر می شود.
دکتر “شفیعی کدکنی” به جای واژه ی پلات انگلیسی ، “طرح” ،”طرح و توطئه” و “چهارچوب” را معادل های دقیقی نمی دانند و برای هر مورد دلیل خاص خود را دارد. معنای دقیق و نزدیک “پیرنگ” ( پی به معنای شالوده ، بنیاد و پایه + رنگ مترادف طرح و نقش= بنیاد نقش و شالوده ی طرح) را برای اولین بار پیشنهاد می دهند. در نقاشی از اصطلاح “بیرنگ” استفاده می کنند . مثال از “اتاق آبی” سپهری سپهری ( در بیرنگ اسب حرفی به کارش بود : در پیرنگ اسب مشکل داشت) معادل دیگر آن در طراحی ” نقطه چینی ” است.
آن گونه که بنده استنباط کرده ام در کتب درسی از واژه ی “هسته” استفاده شده است و ” رابطه علی و معلولی میان وقایع” را گویند که به داستان وحدت هنری می بخشد و آن را از آشفتگی می رهاند.همین را می توان زیباتر بیان کرد مثلاً بگوییم”استخوان بندی وقایع” یا ” تنظیم وابستگی وقایع داستان به شکل عقلانی” یا ” مجموعه ی سازمان یافته ی وقایع”
البته استفاده از تعبیر “خلاصه داستان” ( طبق گفتار استاد باقری) نادرست است.
پس در نوشتن طرح مرتب باید به چراها یا علت ها پاسخ داد.
طرح داش آکل هدایت:
وقتی در شیراز دو تا لوطی بودند به نام های داش آکل و کاکا رستم که کاکا رستم چشم دیدن داش آکل را نداشت ( تا این جا عین خلاصه ی داستان است) برای این که به او حسودی می کرد چون می دید مردم به او احترام می گذارند و برای خصلت های جوان مردانه اش او را دوست دارند. ( در خلاصه علت ها لازم نیست)
حال این می شود طرح ساده ” تنگسیر” چوبک که صبح بنده عرض کردم.
عده ای پول زائر محمد را خورده اند در مقابل پول داران آن قدر عاجز می شود که مجبور می شود هر چهارتا را بکشد و فرار کند. ( دلیل کشتن پول خواران ، عاجز و مجبور شدن)
از آن جا که پیرنگ زیر مجموعه داستان است مثل شخصیت ، زاویه دید ، لحن و… برای تمرین مبتدیانی مثل بنده ، کدام تمرین بهتر است.
این که داستانی خوانده یا نوشته شود . طرح آن به صورت شفاهی برای تفهیم مطلب بیان شود؟
یا طرحی نوشته یا خوانده شود با گسترش آن را به داستان تبدیل کرد ؟

دکتر علی خانی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *